-- جهت خرید و هماهنگی محصولات افرنگ با شماره های 09127634579 و 09125190061 در تماس باشید --

فاطمه حامدی خواه- یکی از عکاسان جوان کشورمان امسال به عنوان یکی از ۱۲ عکاس برگزیده زیر ۳۰ سال دنیا موفق به راهیابی به مسترکلاسهای ورلدپرس فتو (یکی از بزرگترین رویدادهای عکاسی دنیا) در سال ۲۰۱۳ شد. او سوژه پروژه عکاسی اش را در این حضور بین المللی، برموضوع «مادران شهدا» متمرکز کرد وبا سفر به روستاها و شهرهای دورافتاده کشور زندگی ۱۲ مادر شهید را با عنوان «مادران انتظار» به تصویر کشید و با همین عکسها بود که توانست نظر عکاسان مطرح دنیا را به خود جلب کند. اکنون نیز بخشی از این عکس ها را در سومین جشنواره جهانی هنر مقاومت در موسسه صبا به نمایش گذاشته است که با استقبال مسئولان کشوری و لشکری نیز مواجه شده است. او که ابتدا از حضور در چنین مجمع بزرگی از عکاسان دنیا واهمه داشته است در این باره می گوید: پیش از حضورم در هلند و در این مسترکلاس ها، تصور می کردم آنها به دنبال سوءاستفاده از عکاسان و آثارشان هستند اما بعد از آن به این نکته رسیدم که دنیا کنجکاو شنیدن قصه های متفاوت از ایران است. بهبودی از کنجکاوی مخاطبان خارجی نمایشگاه آثارش در هلند گفت که تصور می کردند همه زنان ایرانی ناچار به استفاده از پوشش چادر در ایران هستند اما آن چه درعکسهای او از نزدیک دیدند، خلاف تصوراتشان از زنان و مادران ایرانی بود. بهبودی درباره ارتباطی که مخاطبان خارجی با آثارش برقرار کرده اند می گوید: عکسهایم به آنها نشان داد که این مادران شهدا چقدر مقدسند و چقدر عاشقانه در جنگی که ناجوانمردانه به ما تحمیل شد، با افتخار فرزندانشان را به میدان جنگ بدرقه کردند، مادران عکس های من هنوز پس از همه این سالها رسیدن خبری از عزیزانشان را انتظار می کشند که یا خود از راه برسند و یا پیکر شهیدشان را در آغوش کشند و آن گاه با افتخار به خاک بسپارند. او می گوید: عکسهای من صبوری و درد کشیدن این مادران انتظار را نشان می داد و این برخلاف همه آن چیزهایی است که از رسانه های دنیا درباره ایران شنیده شده است. او درباره ارائه آثار عکاسان ایرانی در مسابقات بین المللی هم می گوید: به نظر من عکاسان ما در ارائه آثارشان خیلی پخته رفتار نمی کنند و اغلب به دنبال کشف سلیقه داوران و نگاه مسئولان جشنواره های خارجی هستند تا بر اساس آن آثارشان را ارسال کنند در حالی که اگر بر اساس عقیده و احساس خودشان آثارشان را ارائه کنند، موفق تر خواهند بود. برخی تصور می کنند هر چه در عکسهایشان جنبه های منفی تر و سیاه تری از ایران را به تصویر کشند، برای خارجی ها جذابتر است در حالی که دنیا می خواهد ایران واقعی را ببیند. بهبودی درباره ارتباط مخاطبان هلندی با عکسهایش چنین توضیح می دهد: برای من خیلی جالب بود که خارجی ها می آمدند و عکسهای مادران شهدا را بسیار احساسی و متفاوت از دیگران ارزیابی می کردند، به خوبی با آن ارتباط برقرار می کردند و برخی می گفتند که ما هم نظیر این مادران را داریم. یک عکاس آرژانتینی که او هم پروژه عکاسی اش مادرانی بود که فرزندانشان به جنگ رفته بودند با دیدن عکس های مادران شهدای ایران گفت «من هم همین پروژه را در کشورم عکاسی می کنم درباره مادرانی که فرزندانشان به جنگ رفتند و هرگز بازنگشتند اما تفاوت هایی با مادران شهدای شما دارند» و این موضوع نشان می دهد که این سوژه ارتباط نزدیکی را میان ملت های مختلف برقرار می کند و نشان می دهد که این پروژه منحصر به جنگ تحمیلی ایران نیست و این نکته ای بود که تصمیم گرفتم به پروژه های بزرگتری فکر کنم. او درباره تصمیم خود برای ادامه این پروژه عکاسی با موضوع مادران شهدا می گوید: اکنون به موضوعات کلان تری فکر می کنم شاید بعد از این به سراغ مادران انتظار دیگر کشورها بروم، شاید مادران کشته شدگان عراقی که ناخواسته به جنگ فرستاده شدند و هنوز در انتظار بازگشت آنها هستند یا مادران فلسطینی، سوری و … را هم به تصویر بکشم چرا که جنگ پدیده ای است که ممکن است هر ملتی را درگیر خود کند و شاید بتوان نظیر این تصاویر را در دیگر کشورها هم جستجو کرد. او درباره چگونگی انتخابش برای حضور در مسترکلاسهای ورلدپرس فتو به عنوان یکی از بزرگترین مسابقه های عکاسی دنیا می گوید: حدود اردیبهشت ماه سال جاری بود که من برای حضور در ورک شاپ ها و مسترکلاسهای «ورلدپرس فتو» انتخاب شدم. به این صورت که آثارم را برای چند استاد عکاسی ورلدپرس فتو ارسال کردم و سه عکاس معروف دنیا با تأیید عکسهایم، برای معرفی من به مسترکلاسها اعلام آمادگی کردند که سرانجام از میان این سه نفر از «مگی» عکاس معروف نشنال جئوگرافی خواستم تا من را به این مسترکلاسها معرفی کند و سرانجام با تأیید مگی بود که من موفق به حضور در مسترکلاسهای عکاسان جوان زیر ۳۰ سال ورلدپرس فتو شدم. بهبودی درباره حضور دیگر عکاسان دنیا در این مسترکلاسها هم توضیح می دهد: در این دوره عکاسانی از ۱۸۰ کشور جهان شرکت کردند که آثارشان را برای استادان و عکاسان ورلدپرس فتو ارسال کردند و با ارزیابی و تأیید آنها، بهترین عکاسان زیر ۳۰ سراسر دنیا به این مسترکلاسها وارد می شوند. او درباره ملاکهای ارزیابی و پذیرفته شدن آثار هم می گوید: علاوه بر قدرت هر پروژه عکاسی، آنها به دنبال آن هستند که ببینند خود عکاس چه حرفی برای گفتن دارد و علاوه بر قدرت عکسها به دنبال تفکر هر عکاس و داستان عکسهای او نیز هستند و عکاسان بعد از پاسخ به سؤالات آنها امکان راه یابی و شرکت در مسترکلاس ها را پیدا می کنند. این عکاس جوان، با انتقاد از سلیقه سنجی داوران از سوی برخی عکاسان ایرانی برای راهیابی به این مسابقه جهانی می گوید: گاهی اوقات، عکاسان برای ورود به این مسابقه، خودشان را در پس آن چیزی که مورد پسند مسئولان برگزاری این مسابقه است، پنهان می کنند در حالی که آنها حقیقت نهفته در تفکر و اعتقاد هر عکاس و حرفهای گفتنی آنها در پس هر پروژه را جستجو می کنند. بهبودی که با مجموعه عکسی از زلزله تبریز موفق به شرکت درمسترکلاس های ورلدپرس فتو شده است،درباره فعالیتهایی که در قالب این مسترکلاس داشته است توضیح می دهد: در این دوره آموزشی از ما ۱۲ عکاس برگزیده خواستند تا پروژه ای را با عنوان «امید» عکاسی کنیم و دو ماه فرصت داشتیم تا در کشورهای خود این پروژه را تمام کنیم، من از مدتها قبل موضوع مادران شهدا ذهنم را به خود مشغول کرده بود و سرانجام تصمیم گرفتم پروژه ام را روی این موضوع متمرکز کنم. این عکاس جوان درباره رقبای خود در این دوره آموزشی هم می گوید: رقبای بسیار قدرتمندی داشتم که من در میان آنها بسیار گمنام بودم و تاکنون هیچ عکسی از من در خارج از ایران به نمایش درنیامده بود. البته ناگفته نماند که عکس های من درنمایشگاه ورلدپرس فتو در بدترین شرایط برای دیده شدن قرار داشت، در فضایی که نور کمی داشت و خیلی در معرض دید عموم نبود، برخوردهای اولیه هم خوب نبود و به من به عنوان یک عکاس با آثاری خیلی ضعیف نگاه می کردند اما من روی پروژه ای کار کردم که ۶ سال دغدغه من بود. من همیشه شاهد درد و رنج مادران شهدایی بودم که خبری از پیکر فرزندشان نداشتند و در تشییع پیکر شهدای گمنام آن ها را بارها دیده بودم واز آن ها عکاسی کرده بودم. تصمیم داشتم که زندگی این مادران را در نقاط دورافتاده ایران به تصویر بکشم تا به دنیای درونی آنها و احساسات نابشان دست پیدا کنم. بهبودی، ورلدپرس فتو را بهانه ای برای شروع این پروژه عکاسی اش عنوان می کند و ادامه می دهد: من می خواستم که قصه جدیدی از ایران ارائه کنم و به همه جهانیان نشان دهم که ما قربانی یک جنگ نابرابر شدیم. او درباره شروع پروژه اش و مشکلاتی که برای ثبت این تصاویر درنقاط دورافتاده ایران داشته است چنین توضیح می دهد: وقتی وارد این پروژه شدم دیدم قصه خیلی عمیق تر و سخت تر از آن چیزی است که تصور می کردم، اما به یاری خداوند و برخی از دوستان عکاس از جمله آقای میرهاشمی رئیس انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس، توانستم این پروژه را به ثمر برسانم. به این منظور به ۶ شهر کشور در نقاط دورافتاده و محروم رفتم و مادرانی را یافتم که قصه صبر و درد انتظار آنها را در عکسهایم روایت کردم. او با اشاره به استقبال عکاس آژانس seven از آثارش چنین ادامه می دهد: وقتی درباره پروژه عکاسی مادران شهدا در این مسترکلاس ها صحبت می کردم، دونالد وبر عکاس معروف آژانس seven شگفت زده شده بود، او هم پروژه عکاسی اش « زندگی بعد از جنگ» بود و خیلی از عکسهای من استقبال کرد و بعد از جلب توجه و ابراز علاقه او نسبت به عکسهای من بود که نظر جمع نسبت به عکسهای من تغییر کرد و بعد از آن همه به عکسهای من توجه بیشتری نشان دادند. وی اضافه می کند: دونالد وبر وقتی عکس این مادر ایلامی را از نزدیک دید گفت که زبانش از بیان احساسش درباره این عکس لال است. به هر حال بعد از این بود که پیشنهادهای خوبی برای ادامه این پروژه به من داده شد که امیدوارم بتوانم آن را ادامه دهم. بهبودی درباره ارائه آثارش در سومین جشنواره هنر مقاومت هم می گوید: قبل از شروع پروژه ام از راهنمایی های پدرانه آقای میرهاشمی در انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس استفاده کردم و با حمایت ایشان این پروژه را شروع کردم که بعد از آن ایشان از من خواستند که آثارم را به جشنواره هنر مقاومت هم ارائه کنم. بهبودی با تأکید بر این که عکاسی از اثرات جنگ تحمیلی را وظیفه خود می داند می گوید: من به آقای میرهاشمی هم گفتم که من نسل سوم بعد از جنگ هستم و درکی از این جنگ تحمیلی ندارم، شما که جنگ را دیدهاید، عکاسی آن را وظیفه خود دانستید و من که نسل سوم هستم عکاسی از اثرات جنگ را وظیفه خودم میدانم. او درباره حمایتهایی که برای پروژهاش داشته است توضیح می دهد: من هیچ حمایتی نداشتم و حتی همه کسانی که می توانستند در یافتن مادران شهدای مناطق محروم به من کمک کنند از این کار سر باز زدند، با این حال من دوست نداشتم که پروژه ام سفارشی باشد و می خواستم که آزادانه آن چه را که باور دارم به تصویر بکشم تا مخاطب نیز به خوبی با آنها ارتباط برقرار کند. او درباره حضور مادر شهید ایلامی در مراسم افتتاحیه جشنواره هنر مقاومت هم چنین توضیح می دهد: زمانی که این پروژه را عکاسی می کردم اغلب این مادران شهید می گفتند که هیچ کس سراغی از ما نمی گیرد ما را به فراموشی سپرده اند و من خواستم با حرکتی نمادین به آنها نشان دهم که حضور آنها و نقشی که دردوران دفاع مقدس داشته اند، برای همه ایرانیان بسیار ارزشمند است، بنابراین از میان این دوازده مادری که زندگی آنها را عکاسی کرده بودم، مادر ایلامی را که باعث شده بود عکس های من در مجامع جهانی دیده شود، انتخاب کردم و او را به مراسم افتتاحیه جشنواره هنر مقاومت دعوت کردم، ایشان هم با بزرگواری دعوتم را پذیرفت و در مراسم حاضر شد. او جلو عکس خودش نشست و با مسئولان مختلفی که به دیدن نمایشگاه آمده بودند،دیدار کرد و عکس یادگاری گرفت، من آن روز حس خیلی خوبی داشتم. این عکاس جوان در ادامه با بیان این که به مقدس بودن مادران شهدا ایمان آورده است می گوید: من معتقدم که این زنان و این مادران شهید قهرمانان جامعه ما هستند که فرزندانشان را فدای این مرز و بوم کردند و اکنون شایسته تقدیر و ستایش اند. این عکاس جوان درباره داستان زندگی مادر شهید ایلامی هم توضیح می دهد: او هم مادری است مثل همه مادران شهید دیگر که البته با سختی بیشتر و با فروش شیر گاوهایشان هزینه سفر پسرش را به جبهه جنگ تحمیلی فراهم کرد و فرزندش را عاشقانه عازم جبهه کرد ولی این قصه ای است که ممکن است خیلی ها باور نکنند ولی حقیقتی است که به وقوع پیوسته است و من معتقدم که فراموش کردن قهرمانان یک کشور بدترین چیزی است که ممکن است برای افراد یک جامعه رخ دهد. او درباره سیاه و سفید بودن عکس هایش توضیح می دهد: این پروژه را دوست داشتم سیاه سفید کار کنم چون فکر می کنم که رنگها خیلی واقعی نیستند و سیاه و سفید واقعی تر از رنگ عمل می کند، البته برخی از پروژه های عکاسی میطلبد که رنگی باشد اما پروژه من با سیاه سفید جواب می داد. فاطمه بهبودی درباره دوربینی که برای این پروژه عکاسی استفاده کرده است می گوید: من یک دوربین خیلی معمولی داشتم که خیلی وقتها هم مشکل داشت اما چیزی که مهم است سوژه و نگاه عکاس به یک رویداد است نه ابزار عکاسی. او با بیان این که بسیاری از عکاسان ایرانی درگیر ابزار و دوربین عکاسی هستند تا سوژه تصریح می کند: در ایران بسیاری از عکاسان درگیر ابزار و دوربین و لوازم عکاسی هستند در حالی که در رویدادهای بزرگ عکاسی دنیا به دوربین و ابزار عکاسی کاری ندارند، آنها می خواهند بدانند عکاس چه می خواهد بگوید. در واقع کیفیت ظاهری عکس چندان مهم نیست بلکه سوژه و داستان هر عکس اهمیت دارد چرا که آنها در زمینه تکنولوژی از ما جلوترند، بنابراین به دنبال این ابزار و کیفیت ظاهری عکس نیستند بلکه تفکر و نگاه عکاسانه است که برایشان اهمیت دارد. او درباره قصه های مادران شهدای دیگر عکسهایش هم می گوید: من به سراغ روستاها و نقاط دورافتاده ایران رفتم. خیلی از مادران شهیدی را دیدم که هنوز در خانه هایشان را باز می گذارند، هنوز چراغ خانه هایشان به انتظار رسیدن فرزندشان روشن است و هنوز سر سفره هایشان برای فرزند بازنگشته از جبهه جنگ، بشقاب می گذارند. خیلی ها منتظرند که فرزندشان برگردد و اینها چیزهای عجیبی بود که من دیدم و اگر چه ابتدا باور نمی کردم اما حقیقت داشت. حتی خواب های صادقه بسیاری را برایم روایت کردند که نشان می داد این شهدا در زندگی مادران خود حضورپر رنگی دارند و در عالم خواب آنها را دلداری می دهند. بسیاری مواقع هم از طریق همین خواب های صادقه است که پیکر برخی از شهدا پیدا می شود. او با ابراز علاقه مندی اش برای ادامه پروژه اثرات بعد از جنگ در زندگی مردم می گوید: من باز هم دوست دارم روی اثرات جنگ کار کنم چون یک جنگ روی نسلهای بعد از خود نیز بسیار تأثیرگذار است و قربانیان آن در نسلهای متمادی ادامه پیدا می کنند مثل قربانیان مین های به جا مانده از دوران جنگ تحمیلی، اثرات بمبارانهای شیمیایی در نسلهای بعدی و … اینها جنایاتی است که در هر کشوری که زمانی درگیر جنگ بوده است ممکن است وجود داشته باشد و این درد مشترک بسیاری از ملتهاست. او به محدودیتهای عکاسی خانم ها هم اشاره می کند و می گوید: عکاسی برای خانم ها محدودیت ها و مشکلات بسیاری دارد که من هم خیلی در این جریان اذیت شدم اما تلاشم را کردم تا به نتیجه برسم. فاطمه بهبودی در خاتمه تأکید می کند: من می خواهم با عکسهایم، جامعه ای را که گاه خواب می رود بیدار کنم و فکر می کنم هنر وسیله ای است برای به یاد آوردن چیزهایی که فراموش شده است و مادران شهدا هم فراموش شدگانی هستند که شدت تکرار و پرداختن به حواشی آنها به اندازه ای ما را از اصل ماجرا دور کرد که بسیاری از ما آنها را فراموش کردیم.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره این مطلب بیان میکنید