-- جهت خرید و هماهنگی محصولات افرنگ با شماره های 09127634579 و 09125190061 در تماس باشید --

آندره بازن در مقاله ای تحت عنوان«هستی شناسی تصویر عکاسی» به بحث در ابعاد دیگر فلسفه عکس و نسبت آن با هنرهای تجسمی دیگر از جمله نقاشی می پردازد. شاید برخورد ما با عکس به عنوان یک ایرانی که بقول بازن با کارکردهای غالب واقع گرایانه و نماد گرایانه نقاشی سر و کاری نداشته ایم دیگر گونه باشد. اما بازن از ابتدا به دغدغه نگه داشتن زمان در مصریان باستان اشاره می کند و مومیایی کردن فرد مرده را اینگونه توضیح می دهد. و اعتقاد دارد حتما گذشات غلات برای مردگان در گورهایشان از این موضوع نشات می گرفته ایت که می توان زمان را تحت سیطره قرار داد و بدینسان زندگی را به مردگان بخشید. وی معتقد است هر چند که در دنیای امروز همانندی بین سوژه و طرحی که از وی نقاشی می شود رد شده است اما هنوز این طرح چون به یادآوردن را به بار می اورد برای ما مهم است و ما می توانیم از طریق آن سوژه را به یاد بیاوریم و ان را در برابر مرگ دوباره(معنوی) نگه داری کنیم. او تصریح می کند کار تصویر سازی برای ما آفرینش یک جهان آرمانی با تعیین زمانی خاص خودش است. او می گوید بشر امروز به این دلیل تابلو های نقاشی را ستایش می کند که می خواهد «در مجادله با مرگ حرف آخر از آن او باشد». او معتقد است که نقاشی غرب تا قبل از قرن پانزدهم درگیر دلمشغولی های معنوی بود تا بتواند آن را در فرمی متناسب ارائه کند اما در این قرن از ان دست کشید و دلمشغولی بازنمود جهانی که در ان زندگی می کند جایگزین ان کرد و کشف اولین وسیله مکانیکی برای بازتولید تصویر یعنی پرسپکتیو کشف شد و اتاق تاریک داوینچی زمینه ای برای آفرینش دوربین عکاسی ژوزف نی پیس شد. از ان پس بعدی به تصویر افزوده شد تا هر چه بیشتر به واقعیت نزدیک باشد. اما کشف پرسپیکتو بعد از مدتی به گناه نقاشی غرب بدل شد و نی پیس و لومیر نقاشی را از این گناه راز آلود رهانیدند و نقاشی را از قید شباهت به جهان واقعی ر رهانیدند و عکاسی و سینما از ان به بعد ارضای میل واقع گرایی ما را به طور بنیادینی بر عهده گرفتند.« هر قدر هم که نقاشی در کارش مهارت داشت ،باز هم اثرش اثیر نوعی ذهنیت گرایی بود. همین که دست بشر در کار بود،موجب می شد تا تصویر نقاشی را به دیده تردید بنگرند». وی اعتقاد دارد اصالت در عکاسی و اصالت در نقاشی نسبت به سوژه به هم متفاوت است و در عکاسی برای نخستین بار بین خود موضوع و بازتولید آن وساطتت یک عامل غیر زنده حائل شد. برای نخستین بار تصویر جهان واقعی بصورت خودکار و بدون دخالت خلاقه انسان شکل می گیرد.شخصت و فردیت عکاسی فقط از طریق گزینش موضوع و هدفی که در ذهن دارد وارد کار می شود.گرچه محصول نهایی از آن عکاس است اما محصول نهایی می توان نشان از فردیت عکاس را یافت بصورتی که همان کارکرد فردیت نقاش را ندارد.همه هنرها بر حضور انسان به عنوان واسطه بازنمودی استوارند اما عکاسی این گونه نیست.عکاسی تنها هنری است که می توان از طریق آن یک شیء را فارغ از تافوت های تقریبی اش با واقعیت ببینیم و در حقیقت نوعی عکس برگردان و رونوشت از شیء را در برابر ما قرار بدهد. عکاسی خود شیء است رها شده از قید زمان و مکان. با توجه به صحبت های اندره بازد اینکه درعکس ما تا بدین حد زمان و مکان را به رسمیت می شناسیم بدان دلیل است که انرا بر طرف و به کناری بیاندازیم. اینکه ما از عکسهای زنان دربار ناصر الدین شاه صحبت می کنیم درباره به عنوان مکان و ناصر الدین شاه به عنوان موضوعیت زمان نشان گر این است که ما با آنها فراتر از زمان و مکانشان روبرو خواهیم شد.
آندره بازن در مقاله ای تحت عنوان«هستی شناسی تصویر عکاسی» به بحث در ابعاد دیگر فلسفه عکس و نسبت آن با هنرهای تجسمی دیگر از جمله نقاشی می پردازد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره این مطلب بیان میکنید