-- جهت خرید و هماهنگی محصولات افرنگ با شماره های 09127634579 و 09125190061 در تماس باشید --

پیشنهاد بارت این است که تنها با بررسی شکاف بین انگاره و عکس یعنی بین هویت و نیروی ادراک است که می توان به شناخت و تاویلی انعطاف پذیر از عکس نائل آمد. اما عکس و انگاره چیست و تمایزاتشان چه هستند؟عکس به طور اجتناب ناپذیری با مسئله بینایی و ابژه، مسئله اثبات و حقیقت سروکار دارد و انگاره نتیجه کنش آگاهی و از این رو دستخوش یک تفاوت است. عکس باید دیده شود تا رسمیت یابد اما انگاره ها مانند عکسها نمی توانند ادعای استقلال کنند چون در ساحت ذهن و پندار موجودیت می یابند.انگاره ها بخشی از یک فرایند ذهنی هستند. نتیجه تعامل بین عکس ها و سوژه ها. هیچ یک از انگاره های دیداری نه نقاشی و نه طراحی به اندازه عکس به سوژه خود تعلق ندارند. انگاره ها به مثابه منابعی برای معنا قلمداد می شوند، و از مجموعه ویژگی های درونی تشکیل شده اند که بینندگان از قرار معلوم به آن واکنش نشان می دهند-تصور تاثیر. از این رو انگاره یک الگوست. سکان دار خود است و خود را تصحیح و ارتقا می بخشد و در عین حال قدرت بیشتری کسب می کند و علاوه بر این فرهنگی را بازنمایی می کند که خود نیز در حیطه ان عمل می کند. و دقیقا همین انگاره هاست که فرهنگ ما را به چهارچوب ایدوئولوژیک مجهز می کند. اما برای تفسیر عکس چگونه می توان به شکل کاربردی تر این نظریه را به کار بست؟چیزی که بصورت یک انگاره درباره زنان دوران ناصر الدین شاهی چیست که عکس های آن دوران آن را به چالش می گیرد؟شاید برای اینکه تمام این آنها را لیست کنیم نیازمند تحلیلی جامعه شناسانه باشیم اما زنان در دربار ناصری طبقه ای بودند که کمی تا قسمتی در فعالیت های مملکت داری دخالت داشتند اما تا به دان حد نبود که از هویت درجه دو حاشیه شده و ابزاری برای بقا نسل و فرونشاندن شهوت سران مملکتی خالی باشند. انگاره های ذهنی ایرانی درباره زنان باز می گردد به هویتی مینیاتوری از زنان(که ریشه در نقاشی و نگارگری ایرانی دارد) مربوط می شود. و عکسهای ناصرالدین شاه از این هیبت آن چنان می کاهد که به عنوان عنصری آشنایی زدایانه در عکس بروز می کند. رولان بارت بعد لازم می داند مفهوم انگاره را تصحیح کند: فرآیندی که امر دیداری را اجرا می کند، تک بعدی بودن را در هم می ریزد و تعادل مفوض بین دلالت و بازنمود را متزلزل می سازداجرای امر دیداری از نشان ها را به وجود می آورد و نتیجه حاصل یک پس انگاره خواهد بود. زنان چاق با بدنهای از شکل اوفتاده،صورتهای پر از مو که تقلیدی از ابهت مردانه است و همین طور در حال قلیان کشیدن با ابهتی غیر زنانه و منطبق بر استاندارد های مردان. ایستاده در کنار شاهزاده برای معنا گرفتن توسط یک مرد(زنان تنها در سایه یک مرد معنای انسانی می گیرفتند) و حتی در عکس هایی که تنها هستند یک زن مرد نما هستند و تنها خصلت آنها پوشیدن جوراب شلواری است که حتما تنها هدیه ای بوده که مستقیما به درد پادشاه نمی خورده است. اما چه عنصری باعث می شود ما اینقدر گستاخانه نسبت به این عکس ها خرده بگیریم و جلال و جبروت خانواده یکی ار مستبد ترین شاهان ایران را دست مایه عقده گشایی هایمایی تاریخی خود قرار بدهیم؟«عکس به طور مبهمی در حکم یک شیء است و اشخاصی که در آن ظاهر می شوند مسلما به منزله اشخاص هستند،فقط به دلیل شباهت مندیشان به انسان، بی هیچ جهت مندی خاص.آنها به میان کرانه ادراک،میان نشانه و انگاره کشیده می شوند،بدون آنکه به هیچ یک نزدیک شوند». ران بورنت مفسر اتاق روشن رولان بارت می می نویسد: عکس ها بارها و بارها نمایان می شوند، میلیون ها بار و شبکه پیوسته ای از معناها را تولید می کنند...ناپایداری نسبی عکس باعث می شود که عکس به عنوان وسیله کمکی برای حافظه عمل کرده و هرگز خود حافظه نباشد.
تنها با بررسی شکاف بین انگاره و عکس یعنی بین هویت و نیروی ادراک است که می توان به شناخت و تاویلی انعطاف پذیر از عکس نائل آمد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره این مطلب بیان میکنید