-- جهت خرید و هماهنگی محصولات افرنگ با شماره های 09127634579 و 09125190061 در تماس باشید --

سوزان سونتاک دوربین عکاسی را بازوی آرمانی آگاهی که بسیار حریص است توصیف می کند همین طور اعتقاد دارد عکس ها در عین تازه و نوظهور بودنشان رازآمیزند. عکس ها دانشی را در مورد جهان به بیننده عرضه می کنند که به آن قدرت می بخشد. اما حاکم شدن بر چیزی نخستین گام در دور شدن و بیگانه گشتن از آن است. عکاسی درکی فرمالیستی از جهان را تجسم می بخشد که در آن واقعیت ناآشنا میگردد. سونتاک از این امر به عنوان«رابطه تهاجمی با همه سوژه ها» و نوعی از «یورش به واقعیت» تعبیر می کند، واقعیتی که هم فریبنده و هم غیر واقعی به نظر می رسد. عکاسی در نتیجه وجود دو آرمان متناقض،«یورش» و در تسلیم شدن در برابر سوژه، رابطه ای دوگانه با «شیوه»،امکانات و مواد و مصالح خود دارد.(سونتاک ،2003)اما در جایی دیگر معتقد است عکاسی (حتی از نوع متعهدش) در دهه های اخیر،حداقل به همان میزان که وجدان برانگیخته، از واکنش های آن کاسته است.(اشلی لاگرینج؛1390،حسن خوبدل) سونتاگ معتقد است نا هنرمندی عکاس و نه اشتباهات ناشیانه وی باعث نمی شود که این نکته درباره آن تضعیف شود که در پس هر عکسی، چیزی در آنجا، در آن مکان نخستین وجود داشته است. حتی تصاویری که به ظاهر معصوم هستند، گزارشی خنثی و بی طرف نیستند و این بدان دلیل است که عکاسی منفعل و همه جا حاضر است و از آنجا که همه چیز را به عنوان یک عکس بالقوه می بیند مهاجم است و نخستین وعده آن برای دموکراتیزه کردن تمامی تجربه، از طریق دادن ارزش یکسان به آن ها... است. این جمله سونتاگ به جمله والتر بنیامین که معتقد است عکس ها معنایی سیاسی خاصی دارند همراه و در یک راستاست. سونتاک معتقد است که از عکس چیزی نمی توان یاد گرفت:1- عکس قطعهای است از زمان ومکان، مرزهای اختیاری و اتفاقی آن با در برگتن یا نگرفتن برخی چیزها روابطی را بوجود می آورد و روابطی را از میان می برد2- عکس یک سطح است بنابراین معانی تعددی دارد و از ما می خواهد استنتاج کنیم یا حدس بزنیم واقعیت چه بوده است3-عکاسی تنها زمانی می تواند دانشی درباره جهان به ما بدهد که جهان را ان طور که می بینیم قبول داشته باشیم.4-با این وجود که عکس ها توانایی برانگیختن وجدان را دارند،این تنها صورت ظاهر آگاهی سیاسی یا اخلاقی است،از آن رو که همواره عاطفی و احساساتی است5- با تکثیر جهان در این حجم وسیع، آنرا بیش از واقعیت در دسترس می نمایاند. سونتاک از واژه ابر جهانگرد[16] برای توصیف دیدن و روبرو شدن با آدمها و زندگی هایشان در عکس استفاده می کند و این راهی است که ما با استفاده از آن با ملال و خستگی مبارزه می کنیم. در واقع ما با دیدن عکسهای زنان دربار ناصری در ابتدا با ملال و خستگی مبارزه می کنیم تا به عنوان یک ابر جهانگرد در زندگی آنها سیری داشته باشیم و بصورت شیفتگی «..که به حضور در خارج از یک موقعیت بستگی دارد تا به بودن در آن...»(لاگرینج ص 1390،142)در باره انها به تفکر بپردازیم. به نظر سونتاک عکاسی هم غارت می کند و هم محافظت، هم محکوم می کند و هم تقدیس. سونتاک دو ادعا درباره تصویر دارد. یک این که همیشه واقعیت از طریق تصویر تعبیر شده است و دوم اینکه فیلسوفان از افلاطون تا بحال سعی کرده اند روشی فارغ از تصویر برای درک حقیقت تدارک ببینند که این مقدمه با پیشرفت انسان گرایی و علم و عقب نشینی باورهای مذهبی در میانه قرن نوزدهم ایجاد شد. اما اتفاقی غیر از این رخ داد اعتباری که به واقعیت درک شده به شکل تصویری داده می شد، به واقعیتی تعلق گرفت که خود تصویر بود(عکس). به عقیده وی عکس ها قادرند جانشین واقعیت گردند. زیرا بر خلاف نقاشی آنها چیزی بیش از یک تصویر هستند، آنها رد پا هستند،«بقایای مادی»سوژه اند(ص130،اشلی لاگرینج).جداسازی تصویر از واقعیت پیامد جوامع سکولار بود که مدام در حال ازدیاد بودند، هنگامی که سوژه و تصویر در حال جدا شدن بودند و جادوی تصویر در حال از بین رفتن ، عکاسی در چهارچوب معیارهای سکولار این پیوند را ترمیم کرد. همچنین سونتاگ اعقتاد دارد عکس با اینکه شبیه سوژه اش نیست...بخشی از آن است، ادامه سوژه بوده و ابزاری بالقوه برای بدست آوردن آن است.. این تملک به سه طریق صورت می گیرد1- عکس با داشتن برخی از ویژگی های سوژه، تملکی غیابی ایجاد می کند.2-اینکه عکس ها میان رویدادها و مصرف کننده، چه در آن دخیل باشد و چه نباشد، رابطه ای بوجود می آورند. و این تمایزی ست که مصرف گرایی آن را کمرنگ می کند. 3- اینکه ما به وسیله عکس ها چیزها را به عنوان اطلاعات کسب می کنیم.(سونتاک،2003).
سوزان سونتاک دوربین عکاسی را بازوی آرمانی آگاهی که بسیار حریص است توصیف می کند
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره این مطلب بیان میکنید