-- جهت خرید و هماهنگی محصولات افرنگ با شماره های 09127634579 و 09125190061 در تماس باشید --

اگر بخواهیم از دیدگاه فروید به عکس بنگریم، دو تبار متناقض مورد نظر وی یعنی دو رانه میل و مرگ در عکس موجودیت می یابند. برای اینکه این مسئله را برای شما روشن تر کنم مجبورم از قضیه «زنون» در باب حرکت اجسام به سمت یک جسم هدف استفاده کنم. در این قضیه میل به سمت یک مطلوب و یگانگی با آن نهفته است. در این قضیه اگر جسمی از از نقطهA به مقصد نقطه B حرکت کند، هرگز به مقصد نخواهد رسید زیرا که برای رسیدن به نقطه B این جسم باید اول نصف راه را طی کند و به نقطهM برسد و بعد برای طی فاصله از نقطهM به Bباز باید اول نصف راه را طی کند و به نقطه َ Nبرسد. و به این ترتیب این جسم همیشه به اندازه نصف یک مسافت از نقطه Bفاصله دارد. پس میل شبیه به یک حرکت مدام و به مطلوب نرسیدن ظهور می کند و در برابر عنصر مرگ به عنوان یک عنصر خالی از جنبش و سرشار از ایستادگی قرار می گیرد. شاید مطلوب عکس نیز که انعکاس بی کم کاست دنیاست از این قاعده استثنا نباشد. مطلوبی به نام ثبت زمان و مکان که توسط عکاسی پایه ریزی شد و توسط عناصری چون فیلم و ... ادامه یافت ولی رسیدن به این مطلوب هنوز که هنوز است ادامه دارد. در واقع هر چه ابزارها پیشرفته تر شد. دنیا در «سامانه واقعی» دور از دسترس تر شد و اتفاقا بیشتر در بازنمایی، مورد دستبرد قرار گرفت و از آنچه که بود تهی و خالی تر شد. پس عکس نمود توامان حرکت/ایستادگی و به زبانی ساده تر زندگی و مرگ است.در واقع عکس لحظه ای را به ایستادگی وا می دارد که به زعم عکاس نمودی واقعی از زندگی و سوژه زنده است. و یا (در باب سوژه های غیرزنده) سوژه زمانمند و مکانمند را در موقعیتی تثبیت شده در زمان و مکان نگه می دارد و عاری از گزند و تغیر در پیش روی مخاطب می گذارد. اما مخاطب این مسئله را پیش فرض قرار می دهد در حالی که می توان به آن به عنوان یکی از مهمترین تبار عکس اندیشید. در بررسی عکسهای دربار ناصرالدین شاه، توامانی مرگ و میل به زندگی مشهود است. میل به جاودانگی به وسیله ابزاری که سوژه هایش را به ایستادن و به مرگ در زمان و مکان وا می دارد. انگار آنها از عنصری که ثبات آنها را تا به ابد به عنوان موجودیتی بدون حرکت باعث می شود استفاده می کنند تا برای همیشه در ذهن ما زندگی کنند. سونتاک با توضیح این ویژگی در عکس که هم فاصله زمانی و اجتماعی را تحمیل می کند و هم پلی بر این فاصله می زند(سونتاگ،1389) . در واقع جذابیت عکس های زمان ناصری جدا از اینکه این فاصله زمانی به چه مقدار است ما را در قدم اول در برابر گذشته خودمان قرار می دهد. گذشته ای که هر چند دستیابی به آن از دست رفته می نمایاند اما نشانه هایی از آن در این عکس ها مشخص است. گذشته ای که به قول پل ریلکور به این دو سوال مهم ما پاسخ می دهد: من کیستم و من چیستم؟
فروید و عکاسی از دیدگاه فروید، دو تبار متناقض یعنی دو رانه میل و مرگ در عکس موجودیت می یابد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره این مطلب بیان میکنید