-- جهت خرید و هماهنگی محصولات افرنگ با شماره های 09127634579 و 09125190061 در تماس باشید --

اینکه عکاسی از لحاظ زمانی و جامعه شناختی تولدی هم عرض و به موازات دنیای صنعتی دارد، دلیل کافی ای نیست که عکس را محصول و هنری صریح و مانند دنیای صنعتی شده، دارای ابعاد کارکردی مشخص و قابل سنجش بشمار آورد. دراین مقاله سعی خواهیم کرد با ابعادی متفاوت از عکس و نحوه اندیشیدن بدان آشنا شویم و این عمل را به تعدادی از عکس های باقی مانده و منسوب به دوران ناصرالدین شاه که اغلب سوژه هایش را زنان تشکیل می دهند تسری دهیم. والبته دلیل سوژه قرار گرفتن زنان در این عکس ها این است که برای اولین بار در هیئتی تاریخی خود ظاهر می شوند و تا قبل از آن ما تنها هیبت مردان را به عنوان پادشاهان و فرزندانشان در قالب تصویر عکاسانه و یا غیر عکاسانه دیده ایم.از منظر مناسبات سلطه نیز با حضور زنان در عکس های این دوران راه برای حضور دیگر اقشار به عکس هموار می شود و شاید از این منظر هم این عکس ها در جایگاه خود مهم و دارای اهمیت باشند. برخلاف آنچه که تصور میشود یک عکس همواره غیرقابل رویت است. عکس همان چیزی نیست که ما می بینیم. عکس بر خلاف انواع دیگر انگار ه های دیداری، برگردان تقلید و یا تاویل از سوژه نیست. بلکه در واقع نشانی از آن است.(بارنت،1382). بنابراین برای دستیابی به نگاهی فراگیر و کامل از عکس باید به ماهیت فلسفی عکس توجه بیشتری داشت تا از این منظر عکس به عنوان یک محصول هنری و امروزی مورد توجه قرار گیرد. اگر بخواهیم در ساده ترین شکل، ضرورت عکاسی در زندگی امروز و همین طور کاربرد آن را بطور ساده توضیح دهیم، توصیف فاکس به کمک ما خواهد آمد. وی به جذابیت خاص عکاسی برای نوجوانانی اشاره می¬کند که تغییرات جسمی و روانی¬شان با سرعتی گیج¬کننده رخ می¬دهد. به نظر وی برخی دیگر زمانی عکاسی را شروع می¬کنند که صاحب فرزند شده¬اند، و همان طور که همه می¬دانیم، این فرزندان با چنان سرعتی تغییر و رشد می¬کنند که فرد نمی¬تواند این تغییرات را در حافظه¬ی خود نگاه دارد. به طور مشابه، جای دیگری که دوربین به صحنه می¬آید، لحظات پرسرعت تجدید دیدار و پیش از جدایی از دوستان است. این کارکرد عکاسی در افراد بهنجار تضمین¬کننده¬ی کمکی تصویری برای زمان¬های مهم است تا در آینده بتوان در هر زمانی آن¬ها را به خاطر آورد. بنابراین، به نظر می¬رسد که اشخاص عکاسی را در زمان¬های تغییرات سریع در زندگی-شان به کار می¬گیرند؛ در این زمان¬ها عکس به¬روشنی بیان¬کننده¬ی آرزوی نگاه داشتنِ زمان است، تا فرصتی بیش¬تر برای تثبیت تجربه¬ی لحظه¬ای فراهم کند که در شرایط معمول به¬سرعت می¬گذرد. (فاکس ۱۹۵۷) چنان که کریس[4] توضیح می دهد تصاویر می¬توانند بعد از زمان خوانده شوند. آن¬ها پایدار می¬مانند، زمان را کنترل می¬کنند و بر گذر زمان غلبه دارند. (کریس 1952 ). بارنت درجای دیگر زمان در حلقه (عکس) را متکی به حرکت عقربه های ساعت نمی داند و در عوض در مسیر تناوب فیزیکی عکس جای می دهد. (بارنت،1382). از منظر وی این کارکرد ، می¬تواند محبوبیت کنونی عکاسی را با توجه به تغییرات سریع و اغلب سردرگم¬کننده¬ی سبک زندگی و تکنولوژی که مشخصه¬ی فرهنگ ما است و نیز با توجه به کاهش ثبات خانواده بهتر درک کرد. عکاسی دفاع در برابر اضطراب است، جانشینی برای خانواده فراهم می کند و این کمک را به مردم می کند که احساس کنند گذشته خاصی داشته اند.(لاگرینج[5]،1980). هم چنین وقتی گردشگران احساس ناامنی می کنند از عکاسی برای تصاحب فضای جدید استفاده می کنند.عکس ها هم مسافرت و هم لذت بردن از آن را ثابت می کنند.عکاسی همانندی های با شکار هم دارد. دروبین های عکاسی در سفرهای شکار تا حدودی جایگزین اسلحه گشته اند.(سونتاگ،1979)ما زمانی که می ترسیم شکار می کنیم و اما زمانی که نوستالژی ما را در بر بگیرد عکس می گیریم (همان،ص15). همین طور سونتاک اذعان دارد عکس حتی می توند تاثیر بیشتری نسبت به تصاویر تلوزیونی داشته باشد. چون بخاطر سپردن یک تصویر ساکن بسیار آسان تر از تصاویر متحرک است و همین طور و عکس ها به ما نشان می دهند چگونه سالخورده می شویم (سونتاگ،1389).
اینکه عکاسی از لحاظ زمانی و جامعه شناختی تولدی هم عرض و به موازات دنیای صنعتی دارد، دلیل کافی ای نیست که عکس را محصول و هنری صریح و مانند دنیای صنعتی شده، دارای ابعاد کارکردی مشخص و قابل سنجش بشمار آورد
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره این مطلب بیان میکنید