-- جهت خرید و هماهنگی محصولات افرنگ با شماره های 09127634579 و 09125190061 در تماس باشید --

سوزان سانتاگ، برای جامعه ی امروز متفکر و نویسنده ی مهمی است. نه فقط به دلیل نقدهای تند و تیزش که به راحتی همه چیز و همه کس را به زیر می کشد و از پا می اندازد. بلکه به خاطر آن که او نه تنها یک تئوریسین روشنفکر بود که در عمل نیز روشنگرانه عمل می کرد. از اجرای درانتظار گودو در زیر آتش جنگ بوسنی گرفته تا جنگ با سرطان و شکست چندباره ی آن و نوشتن کتاب درباره یآنو چنان که پسرش نوشته است، مبارزه با مرگ تا آخرین نفس. چند سال پیش به دوستی زحمت دادم تا کتاب Regarding the pain of others را برایم از ایالات متحده بیاورد. چنین کرد و کتاب را به مترجمی دادم تا به نمایشگاه کتاب (گمانم) 84 برسانم و البته تا امروز هم یک سطر تحویل نگرفته ام! (بماند که کتاب خوب دیگری را برای انتشار به من سپرد) اما دلم طاقت نیاورد و یک بار دیگر کتاب را تهیه کردم. (نگریستن به رنج دیگران) کتابی درباب عکاسی است. اما نه به شکلی که بیست سال پیش سانتاگ در کتاب دیگرش بدان پرداخته بود. «نگریستن رنج دیگران» به اخلاقیات در عکاسی خبری می پردازد. سانتاگ در این کتاب به تصاویر ترسناکی اشاره می کند که به یمن دنیای مدرن امروزی، از حوادث واقعی به دست ما می رسد. از صحنه ی دار زدن شخصی (که تصویر روی جلد کتاب هم هست) تا جنازه های بازمانده از جنگ و بقایای اجساد له شده ی یک زلزله یا سونامی. سانتاگ در این کتاب می نویسد که امروزه عکس های نمایانگر قساوت چیزی پیش پا افتاده شده است. بعد این سوال را مطرح می کند که اما آیا بینندگان این عکس ها به دیدن این تصاویر خو کرده اند یا حتا تحریک به خشونت می شوند؟ سانتاگ پاسخ به این سوال را با نگاهی به نقاشی های معروف فرانسیس گوبا از جنایات فرانسویان در اسپانیا شروع می کند و بعد به تصاویر برجای مانده از خشونت های جنگ های داخلی آمریکا و کشتار سیاهان، جنگ های جهانی، جنگ های شرق آسیا در دهه 60 و 70 و جنگ روآندا و بوسنی و... می پردازد و در پایان به حادثه ی برج های دوقلوی نیویورک می رسد. سانتاگ پیش از این و در مقاله ای جداگانهبه این جریان پرداخته بود و این بار هم البته اشارات کوتاه اما تند و تیزی به دولتمردان آمریکایی می کند. نکته ی دیگر این که سانتاگ پس از انتشار این کتاب، در سال 2004 مقاله با عنوان «نگریستن به شکنجه ی دیگران» در نیویورک تایمز می نویسد و این بار به موضوع شکنجه در ابوغریب و گوانتانامو می پردازد. «نگریستن به رنج دیگران» بیش از آن که به تحلیل عکس ها از منظر هنری بپردازد، آن ها را دستمایه ی انتقاد از وضعیت صلح در جهان قرار می دهد و به عادی شدن تصاویر خشونت بار در میان مخاطبان هر روزه ی این آثار می پردازد. کتاب با مطلبی جالب از نامه نگاری ویرجیانا ولف با یک وکیل برجسته ی لندنی پس از نوشتن سه گیتی آغاز می شود. بعد کار به برخورد جنسیتی می کشد و مخاطب ناگهان خود در میانه ی جنگی می یابد که در یک سوی آن سانتاگ و در سوی دیگر، خود جنگ است. جنگ ملت ها، جنیست ها، تفکرات، نژادها و مذاهب. درجایی از کتاب سانتاگ می نویسد: «شفقت احساسی ناپایدار است. باید به عمل تبدیل شود، وگرنه پژمرده می شود. سوال این است که با احساساتی که برانگیخته شده، آگاهی ای که با آن ارتباط برقرار شده، چه باید کرد؟ مردم به چیزی که به آنها نشان داده شده عکس العمل نشان نمی دهند – اگر این راه درستی برای توصیف چیزی که اتفاق می افتد باشد – زیرا کمیت تصاویر آن ها را بی خیال کرده است. این انفعال است که احساس را پوچ می کند.» شاید این جملات بتواند ماهیت کتاب و نگرش سانتاگ را به مقوله ی تصاویر خشونت بار بیان کند. نکته اینجاست که سانتاگ تقریبن هیچ جوابی برای سوالات پی در پی در باب بی اخلاقی های جنگ و «جامعه ی جهانی تماشاچی» ارایه نمی دهد. به عبارت دیگر او در بیان دلایلش محتاط است اما در هنگام اعتراض همچنان قلمش رک و تند است. او فقط سوال می کند و مخاطب را در اندازه گیری حد و حدود اخلاقیات ناتوان می گذارد و البته این عمل سانتاگ نه تلنگری بر مخاطب، بلکه ضربه ای مهلک به اوست. زیرا خواننده تازه درمی یابد که در اطرافش، روزنامه ها، تلویزیون، اینترنت و سایر رسانه های دیداری هر لحظه تصاویری را پیش روی او قرار می دهند که نه فقط عکسی از یک کشتار یا فاجعه ای طبیعی، بلکه سندی از برهم خوردن نظم طبیعی ای است که معمولن با «انسانیت» از آن یاد می شود. دست آخر این که Regarding را حداقل دو جور می توان معنی کرد. یکی نگریستن است و دیگری «در باب». به نظرم کلمه ی سخت برای ترجمه است. زیرا واقعن عنوان کتاب هر دو معنی را شامل می شود. اما با توجه به این که کتاب به تصاویر می پردازد، لذا به پیشنهاد مترجم کتاب، عنوان «نگریستن به رنج دیگران» را انتخاب کردیم. امیدوارم این کتاب به زودی مجوز بگیرد و منتشر شود.
سانتاگ در این کتاب می نویسد که امروزه عکس های نمایانگر قساوت چیزی پیش پا افتاده شده است. بعد این سوال را مطرح می کند که اما آیا بینندگان این عکس ها به دیدن این تصاویر خو کرده اند یا حتا تحریک به خشونت می شوند؟
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره این مطلب بیان میکنید